دسته‌ها
14noor

مبعث رسول اکرم ( ص ) 

مبعث رسول اکرم ( ص )  

مژده ای دل که به تن باد بهاران آمد 

موسم عطر گل و بوی نگاران آمد 

عندلیب خوش دوران به گلستان، فریاد

که رسولی به جهان بهر ضعیفان آمد

شده مبعوث رسولی که بود ختم رسل 

افتخار همه افاق و همه جان آمد.

شهر مکه همه شد غرق ز انوار خدا 

چونکه بر فرق نبی افسرتابان آمد

آنکه جز او نبود مستحق لطف چنین

به چنین موهبتی باید یزدان آمد  

گفت اقرأ چو رسول از پی جبریل امین 

معدن علم شد و فیض نمایان آمد

ثقل و سنگینی احکام رسالت بر دوش 

چون برانگیخته شد با تن لرزان آمد

عزم رفتن چو نمود از طرف غار حرا

جمله ی کون و مکان مدح و ثنا خوان آمد

همه جا بود جهالت به جهان چون شب تار

بر دل مکه  ز  رحمت یم باران آمد

قدسیانند همه محو جمال رخ او 

گوئی از عرش بسی نیّر تابان آمد

باز چون کرد خدیجه به رویش در گوئی 

به عیان دید محمّد ص که پریشان آمد

بت پرستان همه را راه سعادت گم بود 

به چنین راهبری شمس فروزان آمد

گبر و ترسا همه در جهل و جهالت بودند

سویشان نور هدی فرّ سلیمان آمد

چون خبردار شد از آمدنش ملک عجم 

سوی یثرب زعجم حضرت سلمان آمد

به جهان کرد ندا بهر هدایت همه را

که به همراه نبی معجز قرآن آمد

او نمودش به(نیا) سازغزل ازسرلطف 

پس به الطاف نبی شاد و غزلخوان آمد

 شاعر:محمدحسن محمدی نیا بهابادی  

۱۳۹۶.۲.۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.